|
من علاقه زيادی به سينما دارم و تا قبل از سال 74 تقريباً هيچ علاقه ای به تأتر نداشتم. و معتقد بودم سينما به علت داشتن ابزار بيشتر نسبت به تأتر بيشتر می تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. در سال 74 يکی از دوستان بنده به من پيشنهاد کرد که برای يک بار هم که شده به تأتر بروم. او به من گفت که تأتر اصلاً آن چيزی نيست که فکر می کنم اولين تأتر که من رفتم در اسفند 76 بود به اسم " زندگی يک روز دانشمند وو" با بازی بسيار عالی رضا کيانيان در تالار وحدت تهران. کار بسيار جالبی بود. تقريباً از آن موقع بود که من به تأتر علاقه مند شدم. اوايل تصميم جدی مبنی بر اينکه بخواهم تأتر بازی کنم نداشتم و بيشتر ترجيح می دادم که به عنوان تماشاگر به سالنهای اجرای تأتر بروم و تأتر ببينم. بعد از اينکه وارد دانشگاه شدم در سال دوم (سال 77) عضو انجمن سينمای دانشجو شدم. آن سال ، سال اولی بود که انجمن سينمای دانشجو شروع به فعاليت می کرد. در ابتدا فعاليتهای بسيار مفيدی هم صورت گرفت. از قبيل کلاسهای کارگردانی ، نقد و بررسی فيلم ، کلاسهای نمايشنامه نويسی و غيره متأسفانه انجمن سينمای دانشجو بنا به دلايلی از ادامه کار باز ايستاد و تقريباً فعاليتش متوقف شد. در بهمن 78 آقای دانوش يزدان پناه به بنده مراجعه کرد و گفت که می خواهد يک تأتر به اسم " آنکه گفت آری آنکه گفت نه" نوشته برتولت برشت ، کارگردانی کند. و به من پيشنهاد داد که در آن بازی کنم و من هم قبول کردم. اين اولين برخورد من با دانوش بود. او ورودی 74 مهندسی معدن بود و بعدها او يکی از صميمی ترين دوستان من شد. دانوش استعداد خوبی در زمينه کارگردانی داشت و علاوه بر آن مطالعات بسيار زيادی در اين زمينه داشت. اسم گروه تأتر آنها بختک بود. البته من مختصر توضيحی هم راجع به تاريخچه گروه بختک در اين صفحه نوشته ام تأتر " آنکه گفت آری آنکه گفت نه" اولين کار بازيگری من بود. متن آن تقريباً سنگين بود و ترجمة مصطفی رحيمی بود. البته ترجمه آن هم زياد خوب نبود و ما مجبور شديم خيلی از جاها در متن تغير ايجاد کنيم. بقيه بازيگرهای آن تأتر به ترتيب عبارت بودند از: علي رضا باغبان باشی ، شوين ابراهيمی ، علی کاظمی ، پويا نايينی ، عرفان دانايی و پويان صداقت تنظيم موسيقی آن بر عهده بابک خضرايی بود و اجراء موسيقی آن توسط بابک خضرايی ، اردشير متولی و هادی ميرعرب بود. آن کار در خرداد 79 در دانشگاه اجراء شد. به عنوان اولين کار بازيگری من ، تجربه خوبی برای من بود. در آغاز ترم بعد ، يعنی در مهر ماه سال 79 دانوش تصميم گرفت که نمايشنامه " شهريار کوچولو" نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری را کار کند. اين کاربسيار عظيم بود و با کار قبلی خيلی فرق داشت. دانوش کل تابستان روی متن آن کار کرده بود و متن آن را تا حدودی تغير داده بود. مثلاً بايد حتماً راوی داستان حذف می شد که اين کار مشکلی بود. برای اجراء اين کار ابتدا چند نفر ديگه به گروه ما ملحق شد. تعداد بازيگرهای ما در اين کار 15 نفر بود. تعداد کل افراد گروه حدود 21 نفر بود. در اين تأتر من نقش فانوس بان را داشتم. تمرينهای اين نمايش تقريباً لز اواخر مهر شروع شد و تا 23 بهمن که زمان اجراء بود ، طول کشيد. بعضی وقتها اتفاق می افتاد که تا ساعت 1تا 2 شب هم تمرين می کرديم. تمرينهای ما در خود دانشگاه بود و سالن خاصی هم برای تمرين نداشتيم. دکورها و لباس های زيادی برای اين کار نياز بود که با زحمات زيادی همة آنها فراهم شد. ديگر بازيگرهای اين کار به ترتيب عبارت بودند از: فرهاد مرادی ، علی کاظمی ، نازلی اقتدار شهيدی ، پويا نايينی ، عرفان دانايی ، محمدعلی حبيبی ، محمد امين فلاح ، ميثم زمانی ، موژان آرين شکوه ، طرلان بيرمی ، راضيه فرجی ، عليرضا شعف و علی فشارکی انتخاب موسيقی آن بر عهده آرش شريفی نيا بود و او با انتخاب بسيار عالی قطعات کلاسيک از موتزارت ، باخ و چند کار کلاسيک ديگر سهم زيادی در زيبا شدن کار داشت. ديگر اعضای گروه عبارت بودند از کريم اميری ، درنا ضيايی ، فلورا فرصادی ، فرشيد غلامحسينی و سعيد براتی شهريار کوچولو در شبهای 23 و24 و25 بهمن 1379 در دانشگاه صنعتی اصفهان اجراء شد و با استقبال بيسابقه دانشجويان روبرو شد. هر سه شب اجراء ، بيش از ظرفيت سالن جمعيت می آمد. موفقيت " شهريار کوچولو " در جذب تماشاچی در دانشگاه صنعتی بيسابقه بود. متأسفانه به دليل برخورد سليقه ای مسئولين دانشگاه برخی از صحنه های " شهريار کوچولو " در اجراء آخر در دانشگاه اجراء نشد که با اعتراض بسيار تماشاچيان روبرو شد. علت آن تناقض آن صحنه ها با فرهنگ جامعه ما اعلام شد ، در صورتی که ما چه در تأترهای عادی و چه در تأترهای دانشگاهی شاهد صحنه هايی به مراتب فراتر از آنچه ما در " شهريار کوچولو " داشتيم ، هستيم . بازی در " شهريار کوچولو " تجربه ای فراموش نشدنی برای من بود . تک تک تمرينها و اجراهای آنرا هيچ وقت فراموش نمی کنم. بعد از پايان اجراء " شهريار کوچولو " آقای فرهاد فرجی به پيش من آمد و به من پيشنهاد داد که در تأتر آنها بازی کنم. آنها در گروه ققنوس کار می کردند. اسم تأترشان "سوسوی خاکستری يک ستاره سبز" بود. موضوع آن هم راجع به جنگ ايران و عراق بود. مدت کوتاهی با آنها کار کردم ولی از جو حاکم بر گروه آنها خوشم نيامد و همکاريم را با آنها ادامه ندادم. در فروردين ماه سال 80 ما در دانشگاه کانون تأتر تأسيس کرديم و کلاسهای مختلف بازيگری تأتر ، کارگردانی تأتر و غيره داير شد. در آن زمان گروه ما نمايشنامه " زاويه " نوشته دکتر ساعدی را کار کرد ، ولی متأسفانه بنا به دلايلی اجازه اجراء نيافت. هم اکنون بنده از اعضای اصلی کانون نأتر دانشگاه صنعتی اصفهان هستم. در خرداد ماه سال 80 از طرف دانشگـاه شيراز از ما دعوت شد تا در جشنواره بهاری تـأتر دانشگاه شيراز شرکت کنيم. نمايش " شهريار کوچولو " با مشکلات زيادی به آن جشنواره رسيد. ما آنجا در بخش مهمان شرکت کرديم. در شيراز هم اجراء خوبی داشتيم. اين اولين باری بود که من شيراز می رفتم. شهر خيلی قشنگی بود و از آن خوشم آمد. امکانات کانون تأتر دانشگاه شيراز به مراتب از دانشگاه ما بهتر و بالاتر بود. رفتن به آن جشنواره هم تجربه خوبی برای من بود. بعد از آن به علت مشغله های مختلف کمتر توانستم به تأتر بپردازم و فقط اگر وقت می کردم ، گاهی اوقات با دوستانم به تماشای تأتر می رفتم در پاييز سال 80 متأسفانه خانم طرلان بيرمی که يکی از اعضای گروه بختک بود بر اثر عارضه ايست قلبی از جمع ما رفت و غم بزرگی بر قلب همة ما گذاشت. روحش شاد.
|
|
|
|
.................................................................................................................................................................................................... |
|
گروه هنری بختک در آبان ماه سال 78 فعاليتش را با نمايشنامه " رستم و اسفنديار " آغاز کرد. اعضای آن گروه در آن زمان عبارت بودند از: دانوش يزدان پناه ، امير علوی ، محمد علی حبيبی ، سعيد براتی و آرش شريفی نيا که در همان ابتدای کار عرفان دانايی و علی کاظمی هم به آنها اضافه شدند. نمايش " رستم و اسفنديار" با مشکلات زيادی همراه بود. اين کار به مرحله اجرا نرسيد و پس از مدتی تمرين متوقف شد. در زمستان سال 78 گروه بختک نمايش " آنکه گفت آری و آنکه گفت نه " را شروع به کار کرد و در بهار 79 آن کار در دانشگاه صنعتی اصفهان اجراء شد. در پاييز سال 79 هم تمرين نمايش " شهريار کوچولو " شروع شد و در بهمن 79 آن کار اجراء شد. در بهار سال 80 اعضاء گروه بختک به همراه چند نفر از بچه های ديگر گروه ها ، کانون تأتر در دانشگاه صنعتی اصفهان تأسيس کردند که اين کانون هم اينک مشغول فعاليت می باشد. در پاييز سال 80 ، آقای محمد امين فلاح ، يکی از اعضای گروه ، نمايشنامه ای با عنوان " صدای عدالت " نوشت و خود هم آنرا کارگردانی کرد و در دانشگاه آن را اجراء کرد. بازيگران آن عبارت بودند از : عرفان دانايی ، موژان آرين شکوه ، نازلی اقتدار شهيدی ، محمد امين فلاح ، سحر سلطانيان ، زهرا شارقی ، فرشاد دهقان پور و حسين رجايی. اين نمايش نسبت به مسائل مختلف در دانشگاه ، جنبه انتقادی داشت که با استقبال خوب دانشجويان روبرو شد. البته 2 ساعت قبل از اجراء با مشکلات زيادی از طرف مسئولين روبرو شد. روز بعد از اجراء فيلم آن توسط مسئولين مورد بازبينی قرار گرفت ولی موردی از شکايات ثابت نشد.
|